جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

۷-81ماهگی مارتیا + لباسهای جیقیلی

1392/5/4 18:31
نویسنده : 💚رستا💙
3,791 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر مامان 02300000
عزیزه دلم ۷ ماهگیت مبارک باشه عشقم ، دقیقا ۷ ماهه تمامه که تورو تو وجودم دارم و از این بابت که دیگه تهنا نیستم روزی میلیون ها بار خداروشکر میکنم .
خوشحالم خوشحالم خوشحالم خوشحالم و بااااااااااااااز هم خوشحالم از داشتنت
از بودنت
از تکون خوردنت
از لگدات 
گاهی وقتا واژه ای برای توصیف احساسات وجود نداره...
گاهی وقتا فقط دلم میخاد دستم رو بزارم رو دلم و محکم فشار بدم و با یه صدای آروم بگم:
ممنونم که هستی...
از خدا میخام تا کمکم کنه بتونم بهترین مادر واست باشم08400000
پس تو هم :
بهترین فرزند برای من باش16000000
نمیخام بهت دروغ بگم ، یا خیلی بزرگونه حرف بزنم ...به ساده ترین صورت ممکن میگم که:
دوست دارم.
چشماتو ببند و باورش کن....
بدون دلیل باورش کن....
مرد من ، مارتیا ی من!!!
تو اولین عشقم نیستی.....اما بی نظیر ترین عشق زندگی منی10000000
از تهه قلبم توی همین ماه رمضونی از خدا میخام تا همه ی زنا این حس رو تجربه کنن
خدایا .....لذت مادر شدن رو از هیچکی نگیر که این بدترین ظلم در حقه یه زنه.... 
الاهی آمیییییییییین20800000

زبانکده محصل

اینم کادوی هفت ماهگی شما
یادت نره بی صبرانه منتظر اومدنتیم :

 

چندتا لباس هم هست که عکسش رو تو ادامه مطلب میزارم

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (47)

حمیده
27 تیر 92 2:28
سلااااااااااااااااااااااااااام رستاااااااااااااا جون
خوبی
خوش میگذره دیگه، در کنار همسر گرامی و پدر مارتیا جان ؟؟؟
انشااله همیشه تو زتدگیت سرشار از لحظه های خوش باشه...
رستا دلمو بردی با این خرید کردنات...
وای من قربون این نی نی کوچولو بشم که میخواد این کفشهای کوچولو موچولو رو پاش کنه
دلم آب شد...



سلام حمیده جووووون
بابا دلمون واست ی ذره شده بود
راستش این چنوقت نابودی پیشه خودم گفتم حتما ی خبرایی شده!
انقدر دله حمیده جون رو آب کردیم که اونم ....
عزیزم اصلا قابلی نداره
منم خیلیدوسسسسشون دارم
حمیده
27 تیر 92 2:32
رستا الان من دلم آاااااااااااااااااب شده که فسقلی شما رو تو این لباسا ببینم...
کی میشه این دو ماه تموم شه...
خواهر شوهرم منم دو ماه دیگه خدا بخواد فارغ میشه...
هی از همسری میپرسم پس کی میخواد این دو ماه تموم شه...
یکی دیگه میخواد مامان خانم بشه من دل تو دلم نیست


ای جانم
ایشالله که این ۲ ماه زودی تموم شه که من دیگه طاقت ندارم
عزیزم معلومه که از اااااااااووووون مامانا میشی
قربونت برم من ، منم دل تو دلم نیست که خبر بارداری تورو بشنوم و بیام استقباله این کیشمیش کوشولو
مامان نفس
27 تیر 92 2:58
خیلی خوشجلن مامان رستازود زود اپ کن مامانییییی


مرسسسسسسسسسسی عزیزم
چشم سعی میکنم
ღ مونا مامان امیرسام ღ
27 تیر 92 3:12
سلام دوست خوبم.ممکنه به این ادرس برید و به ((امیرسام خرمی)) امتیاز 5 رو بدید
اگر قبلا به کس دیگه ای رای دادید بازهم میتونید رای بدید.
تا 8 مرداد هم وقت دارید.ممنون از وقتی که میذارید گلم.
خوشحال میشم اگر بعد از رای دادن خبرم کنی.


soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=7


منا جون خیلی دوست داشتم که میتونستم به پسر خوشگلتون رای بدم اما متاسفانه ایران نیستم
مهری
27 تیر 92 9:26
الهیییییییییییییییییییییییییییی قربونش بشم مننننننننننننننننننننننننننن رستا جون من عاشق اون کفشاشم. خیلی نااااااااااااااااااااااااااازن. وای خدایا کفشاش فوق العاده اند. با اون شورت لی بپوشه بعد باید بخوریش. خیلی نازن. دلم به تاپ تاپ افتاد منم می خواااااااااااااااااااااام واقعا دوست داشتنیه. امیدوارم به همه آرزوهات برسی. این شاله دو ماه دیگه تیتر بع آغوش گرفتنشو بخونیم


اااخی عزیزم مرسی از ابراز احساسات های خوشملت
منو هم هوایی کردی
ی چیزی از تجربم بهت میگم بدونی مهری جون
به نظر من خوشگلترین قسمت سیسمونی ی نوزاد کفشاشه
وااااااای یعنی من دیونشم
هرچقدرم بگیرم بازم دلم کفش میخااااااد
سودابه
27 تیر 92 10:54
مرسی مامانی خیلی قشنگن مبارک مارنیا کوچولو باشه..راستی رستا دخملی منم تا 1 هفته دیگه 7 ماهگیش تموم میشه..اون مطلبی هم که نوشتی سرشار از احساس مادرانست میدونم که بهترین مامان میشی عزیزم..


جاااااااااااانم
۷ ماهگیش مبارک باشه عزیزم
ایشالله این ۲ ماهه باقیموندرو به سلامتی طی کنیم
وای من که دیگه طاقت واسم نمونده سودابه جون
تو هم حتما همینجوری
مرسی عزیزم
مطمئنا تو هم مادر بی همتایی میشی
SaYa
27 تیر 92 11:10
سلام قربونت برم خوبی عزیزم؟اول از همه 7ماهگی نفسم مباااارک الهی قربونش برم
رستا تو رفتی اونجا فعالتر شدی به کوری چشم حسودا
تولد دوس جونمم که نزدیکه فداش شمهورا هورا....
الهی فدات شم مادر شدن تو این سن خیلی خوبه
قربونت برم خوشگلم ....اتفاقا پست عروسی که خوندی خودمم خیلی دوس دارم رز قرمز و به همه پیشنهاد میدم ولی خواستم اینا تنوع بشه
واسه عروسی منم هرزمانی بود تو میایی!فهمیدی؟
میگما لباسا خیلی جیگر بودن
من اون لباسه که شکل مار روش بود اگه اشتباه نکنم خیلی دوس داشتم دوسی
یکی از لباسای دومادیمم نگه میداری بعد میدی به من خب؟
میخوام کنار لباسای عروست نگه دارم♥هه هه
بوووووس واسه عجقم
بوووووس واسه دومادی ماهم


بله دیگه!
بترکه چشم حسوداااااااااااا
واااااای سایا یعنی تو یادته؟؟
مرسسسسسسسی نازنینم خیلی خوشحال شدم
معلومه که واسه عروسیت میام عزیزم
اصلا بدون حضور من که نمیشه
مطمئن باش که هرجا باشم خودم رو میرسونم
ای جاااااانم عزیزم منم اون لباس رو خیلی دوست دارم اصلا کله لباس هاش متعلق به خودتونه
بووووووووووووووووس
مامان آوش و آویسا(بشرا)
27 تیر 92 11:39
عزیز دلم 7 ماهگیت مبارک میدونم که داری لحظه شماری میکنی زود تر 9 ماهه بشی چون خودمم همین حال رو داشتم همیشه ماه هارو جلو جلو میشمردم راستی کفشای مارتیا جون خیلی جینگیل و خوشگله مبارکش باشه


سلام عزیزم
خووووووبی؟
۲قلوهای خوشگل موشگل ما چطورن؟
حدس میزنم که دیگه خیلی باید شیطون شده باشن
وااااااااای آره به خدا دل تو دلم نیست به خداااااااا
ایشالله زودی تموم شه
fateme
27 تیر 92 12:36
سلام مارتياجونمچطوري جيگلم؟؟اين2ماه اخرحسابي تكون بخوربه ماميت نگي من گفتمااااالهي جات تنگه؟؟قربونت برم من كه7ماهه شدي نفسم عه فارستايادم رفت به توسلام كنمسلام عزيزمخوبي؟؟عشقم مارتياچطوره؟؟؟اي جونم لباساش چقدكوچمولوئــهبااومدن مارتياچه خانواده ي خوشبختي بشينايشالاهمين جوري خوشبخت بمونيدرستاC.Mـــهاي قبليموتائيدنوموكوني؟؟؟مواظب خودتوجيگل خودم باش
majede
27 تیر 92 14:31
سلام عزیزم...خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟ وااااای 7ماهگیه پسری مبارررررررررررررک... مارتیا جونممممممممممم....7ماهه شدی کوچولوی خوششششششگل... ووواااای رستاااا...کفشاش بی نظیره....خیلی خوشگلن...خییییلیییی بامزه ان...ادم دلش میخواد فقط بشینه نگاشون کنه...حالا فک کن تو پای مارتیا چی بشه لباساشم خیلی خوشگلن...واااای ادم دلش میخواد زودتر مارتیارو تو این لباسا ببینه بعدش...من یه جا دیده بودم مامان نی نی دو تا از لباسای بچه رو نگه داشته بود.. اولین لباسی که باهاش شیر خورد و اخرین لباسی که باهاش شیر خورد... به نظرم ایده ی جالبی بود... گفتم پیشنهاد بدم بهت دیگه...دیگه... فعلا یادم نمیاد.. خیلی مواظب خودت باش...7ماهگی خیلی ماه مهمیه... به امید روزی که بیام و عکس تولد مارتیا کوچولو رو ببینم
عاطفه
27 تیر 92 16:24
واییییییییییییییی چه مامی باسلیقه ای انشاالله خودشم میاد و لباسای نازشو میپوشه و قند تو دل همه آب کنه
اسماء ღمامانه فسقل ღ
27 تیر 92 17:12
ای جونم چه حسه باحالیه گاهی وقتا ناجور بهتون حسودی میکنمواسه داشتنه یه فسقلی
رضوان
27 تیر 92 21:32
ای جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم که اقا مارتیا 7ماهه شده وایشااااااااااالا به زودی میپره بغل مامان جونیش دوستون دارم
majede
27 تیر 92 23:27
مجبور شدم رستا... مینویسم تو وبم چرا... فعلا حالم گرفته اس رمزمو برات خصوصی گذاشتم دوستم...
محبوبه مامان ترنم
28 تیر 92 0:23
مبارک باشه عزیزم 7 ماهگی کوچولوت. این نوشته هات منو یاد بارداری خودم انداخت. گاهی دلم واسه اون روزها تنگ میشه. مواظب خودت باش. لباسهاشهم خیلی قشنگه . مبارک
نازنین
28 تیر 92 0:27
سلام خوبی رستا جون؟خییلی بامزه مینویسی.من ازدواج نکردم.دانشجوی پرستاریم.کلمه پرستارو تو اینترنت سرچ میکردم که با وبت اشنا شدم.اون داستان اومد که رفته بودی بیمارستانو پرستار برات لباس اورده بود و اینا.از اون به بعد شدم پای ثابت نوشته هات.الان همیشه به وبلاگت سر میزنم.خیلی از وبت خوشم میاد.هم چیزای بامزه ای می نویسی هم خیلی بامزه با مارتیا حرف میزنی.داستانای زندگیتم برام خیلی جالبه.راستی چه لباسای خوشگلی براش گرفتی.ایشالا به سلامتی دنیاش بیاری و همیشه در کنار هم شاد وخوشبخت باشین
ف یوسفی
28 تیر 92 1:15
سلام عزیزم.... نیگا ببین چه خبره ... چگده لباس خوشگل.... خیلی دلتون می خواد نی نی رو هرچه زودتر تو این لباسا ببینین نه...!؟ ایشالله که زود زود عکس نی نی تون تو این لباسای خوشگل رو این جا میذارین...خیلی خیلی مبارکه..
SaYa
28 تیر 92 1:45
سلام قربونت برم خوبی دلم برات قد یه موچه کوشولو شده:♥ فدااااات شم وای آره فاطمه لحظه به لحظه تو وبه و خوشحالم به ما 2تا هم که حسابی لطف داره♥
شیدا
28 تیر 92 3:25
مبارکش باشه!!!! عسل منه نگووووووو بیچاره شوهرم شوخی کردم!!! عرفان خیلی مهربونه،البته خوبی از خودمه هااااا
مامان مرضیه
28 تیر 92 4:19
رستا جون از صمیم قلب بهت تبریک میگم. ایشالله بسلامتی این 2 ماه هم تموم میشه و نی نی نازت رو سالم تو بغل میگیری. چقدر این لباسا خوشگلن. خیلی با سلیقه ای عزیزم
مامی محمدمهدی
28 تیر 92 11:29
سلام رستاجون، خوبی عزیزم خانوم خانوما معلومه که کنار همسری خیلی بهت خوش می گذره خداروشکرررررررررر لباسا خیلی نازن مخصوصا اونی که دایناسور روشه اگه نی نی کوچولوداشتم حتما می گشتم و یکی مثل اونو براش پیدا می کردم و می خریدم مبارررررکش باشه انشاالله که با تن سالم ازشون استفاده کنه مراقب خودت و مارتیاجون باااااااااااش
fateme
28 تیر 92 12:48
سلام رستاجونماين روزااسم تووساياروتوخونمون همه ميدونن جزبابامگاهي اوقات خودم ميگم مارتياماله سايابوديارستاحالت خوبه؟؟واي كه چقددلم تنگ شده بودديگه دنياهم داشت تنگ ميشد؟؟جوجه جان تكوناش بيشترنشده؟؟كارمن بوده اگه بيشترشدهقربون هردوتون برم منمواظب خودتون باشبوس بوس باي
fateme
28 تیر 92 12:54
ببين رستادوتاراه داري: 1-اينكه مختوبزنم كه نري 2-خودت بدون مخ زدن بموني خب حالاانتخاب باخودته
نیلوفر
28 تیر 92 13:24
مبااااااااااااااارک باشه وای رستا جونم...چقده اینا خوشگلن مخصوصا اون کفش هااگه اشتباه نکنم تو 2 تا سایز هم هستن؟؟؟نی نی تندتند بزرگ میشه و لباس و کفش هاش کوچیک وای خدا....لباس هاش رو ببین،چقده نازن چقدر اون لباسه که دایناسور دور گردنشه خوشگل و جالبه وای رستا جونم دلم آب شد... متنت هم خیلی خوشگل بود عزیزم تمامش،احساساتی بود که من تو دلم داشتم مطمئنا که تو بهترین مادر برای مارتیا و مارتیا خوشگله بهترین فرزند برای توئه ببوس مارتیا جونم رو
مهری
28 تیر 92 14:12
آره رستاجون. من از مکه برای خودم یه عالمه کفش نوزادی آوردم اعتماد به نفس و داشته باش تورو خدا.
مهری
28 تیر 92 14:16
وای رستا من عاشق این کفشا شدم. روی چند بار میام نگاه می کنم. قول بده مارتیا جون به دنیا اومدم پاش کنی و یه عکس خوشمل ازش برام بزاری
دو تا ♥♥
28 تیر 92 15:13
آمیـــــــــــــــن. مبارکش باشه این لباس خوشملا. ایشالا هر خانمی هر وقت خواست یه نی نی بیا تو دلش مثل نی نی شما
اب نبات
28 تیر 92 16:20
سلام عزیزم 7 ماهگی مارتیا عزیز مبارک...چه لباسای خوشجلی الهی به سلامتی تنش بپوشی ..خیلی نازن مخصوصا کفش های کووچولو و موچولوش ..مبارک پسملی ما باشه.الهی خاله قربونش بره
saba
28 تیر 92 17:28
سلام رستاجونم خوبی عزیزم؟چه خبرازمارتیاجونم؟خوفه؟خوشه؟سلامته؟رستامن بیشترازتواسترس دارم.وااااااااااای2ماه دیگه کوچولوی قشنگ ونانازت به دنیامیادچقدخوشگل میشه هاااجیگری میشه واسه خودش یه پسردخترکش.ولی خیلی اقاومتین میشهوقتی به دنیااومدازطرف من یه ماچ گنده وابدارازاون لپای قشنگش بکن فقط مواظب باش قرمزنشنا راستش رستاجونم خواهش میکنم وبتوحذف نکنیاباشه؟بذارعکس قشنگشوببینیم باشه؟فهمیدی؟خب فهمیدی دیگه افرین که حذف نمیکنیرستاجونم خیلی دوست دارم وارزومیکنم بچت صحیح وسالم به دنیابیادوخودتم کوچکترین سختی ای نکشی گلم.خب فعلاخدافظ عزیزدلم.سالم باشی
زينب مامان فرشته اسموني اميرعباس
28 تیر 92 17:47
سلام رستا خانمي انشالله 2 ماه مابفقي هم به خيري بكذره خيييلي نازن انشالله به سلامتي تن كنه
خاله پارمیدا
28 تیر 92 18:22
اقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم . . .اگه دوست داشتی پیش پیش نینی ما بیا وبهش رای بده کد269رو به 20008080200 ارسال کن ممنون میشم
مامان امیر محمد(وروجک مامانی)
28 تیر 92 19:43
سلام واااااااااای چ کفشای خوشملی خریدی وقتی بدنیا بیاد با این لباسا خوردنی میشه عشق خاله
fateme
28 تیر 92 20:24
رستادلم برات تنگ شده
مهری
29 تیر 92 0:58
رستا جو خیلی دیر دیر آپ می شی
مامان یاسمن و محمد پارسا
29 تیر 92 3:14
مبارکه خیلی نازند عزیزم
samira
29 تیر 92 3:26
ای نازی این همه لباس خوجمل برا مونه خدا حفظت کنه جوجو خوشکله
مامان یگانه
29 تیر 92 10:00
رستا جون سلام خوبی>مارتیا جون خوبه؟ای خدا چی بشه با اون لباسای خوشگل مشگل.راستی اونجا هوا چطوره؟مراقب خودت و پسمل گلن باش.بی صبرانه منتظر تولدش هستیم.فدات
SaYa
29 تیر 92 10:37
عزیززززززززم کجایی تو؟
مامان زهرا
29 تیر 92 11:01
وااااااااااااااااااااای چقدر نازززززززززن فکرشو کون این لباسای خوشکلو اقا مارتیا خان بپوشه چی میشه ایشاله که لباس دامادیشو بذاری واسمون 7 ماهگی هم مبارک باشه ایشاله 7 سالگی 70 سالگی و 120 سالگی و خوشییییییییییی و خرمیییییییییییییی
یاسمن
29 تیر 92 12:39
سلام رستا جون خ بی وای چه لباسای نازی چه پاپوش نانازی واسش خریدی دستت درد نکنه.من چند بار اومدم نظر گذاشتم احوال گرفتم اما فکر کنم واست نیومد عیب نداره مهم ایه که به یادتم من که این روزای اخر حسابی سختمه اخه دل تو دلم نیست پسرمو بغل کنم نفس کشیدن برام سخت شده کمبود کلسیم دیگه از استخونام رسیده به دندونام اما با عشق تحملشون میکنم راستی خیلی خوب و زیبا مینویسی من اصلا نمیتونم احساسمو بیان کنم امیدوارم هر جا هستی خوش و سلامت باشی.
نیلوفر
29 تیر 92 12:46
رستا جون کجایی عزیزم؟؟؟؟
saba
29 تیر 92 13:45
رستاجونم خوبی عزیزم؟نگرانت شدمرستاجون وبت خیلی خیلی قشنگه مخصوصااون لباسای مارتیاجونم خیلی خیللی قشنگه عجب مامان خوش سلیقه ای داره هااا. . . . . . . . .
مامان دوقلوها(حسین-حسام)
29 تیر 92 14:30
سلام عزیز دلم خوبین عزیزم ببخشید مزاحم شدم دوقلوهای من تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کردن اگه براتون زحمتی نیست کد 673 رو به شماره 20008080200 بفرستید ممنون میشم
nira
29 تیر 92 14:56
رستای عزیزم چطوری ؟ امیدوارم که خوب و خوش باشی از این که زانیار تصادف کرده ناراحت شدم انشالله که بزودی حالش بهتر می شه راستی اسم جوجوی خوشگلت هم خیلی قشنکه مبارک باشه
عمه حدیث خوشگله
29 تیر 92 18:16
واااای چه لباس های قشنگی. ان شاالله به زودی زود این لباس های ناز رو تو تن مارتیاجون ببینیم.
یاسمن
2 مرداد 92 1:19
سلام رستا جون خوبی؟چقدر ناراحت شدم که اقا زانیار تصادف کرد برای سلامتیشون خیلی دعا میکنم شما خیلی مواظب خودتو مارتیا جون باش نشد توی پست بالا نظر بزارم.حق داری واقعا ادم از دست بعضی ادما خسته میشه و هر چقدر بخواد توی این فضای مجازیبیادو خودش باشه با دوستاش راحت باشه این جور ادما کلافش میکنن منم کم نکشیدم درک میکنم اما چاره چیه کاش با این حرفای خوبت متوجه بشن.بوووووس مواظب خودت باش.دوست دارم
ریما
9 مرداد 92 15:13
ای جانم چه لباسایی [hr

ممنون ریما جووووووووون خوشحالم خوشتون اومده